موضوعات
مربی اژدها(٤۸)
مربی اژدها 2(٤٢)
عکس های مربی اژدها(٢۳)
اژدها سواران برک(٢٠)
بازی مربی اژدها(۱۱)
جدید(۱٠)
کلیپ(٧)
آنلاین(٧)
تریلر(٧)
زیرنویس(٧)
دوبله فارسی(٧)
برترین انیمیشن سال(٦)
عکس برای صفحه کامپیوتر(٥)
شبکه ی پویا(٥)
race to the edge(٥)
فصل سوم اژدهاسواران(٥)
فان مید(٤)
عکس های مربی اژدها 2(٤)
چگونه اژدهای خود را آموزش دهید 2(٤)
مربی اژدهای 3(٤)
کتاب اژدها(٤)
آهنگ های مربی اژدها(٤)
انیمیشن کوتاه(٤)
فصل جدید(٤)
انلاین(٤)
اژدها(٤)
عکس متحرک(٤)
عکس های جالب(۳)
عید امسال(۳)
بهترین عکسها(۳)
season 3(۳)
هیکاپ(۳)
how to train your dragon 2(۳)
عکس فان مید(۳)
نویسنده ی جدید(۳)
استرید(۳)
طلوع مسابقات اژدها(۳)
گروه توریستی مربی اژدها(٢)
offical(٢)
راهنمای وایکینگی(٢)
چگونه اژدهای خود را آموزش دهید 3(٢)
والکا(٢)
بازی آنلاین مربی اژدها(٢)
خبر جدید اژدهاسواران 3(٢)
ازدها سواران برک 3(٢)
دانلود فصل سوم انیمیشن مربی اژدها(٢)
خبر جدید مربی اژدهای(٢)
فصل 2(٢)
هدیه خشم شب(٢)
نامزد جایزه اسکار(٢)
2013(٢)
دریم ورکس(٢)
خشم شب(٢)
عکسهای جدید(٢)
نقاشی زیبا(٢)
چت روم(٢)
والپیپر(٢)
عکس(٢)
عکس های کم یاب(٢)
خرید پستی(٢)
بازی برای موبایل(٢)
بازی جاوا(۱)
زبان اصلی(۱)
رمضان مبارک(۱)
اطلاعیه مهم(۱)
ramadan(۱)
live(۱)
بنر(۱)
سلام(۱)
طنز(۱)
هالیوود(۱)
مبارک(۱)
نظر سنجی(۱)
اسباب بازی(۱)
تله(۱)
مهم(۱)
pdf(۱)
1394(۱)
تیزر(۱)
xbox(۱)
تولد وبلاگ(۱)
لینک دانلود(۱)
بازی اندروید(۱)
بی دندون(۱)
3ds(۱)
کار من(۱)
astrid(۱)
ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی(۱)
انیمیشن 30 ثانیه ای(۱)
پخش انیمیشن مربی اژدها(۱)
نویسنده مربی اژدها(۱)
ارکست سمفونی(۱)
قسمت -19-2018(۱)
قسمت 17(۱)
استیکر تلگرام(۱)
dawn of the dragon racers(۱)
dragons special(۱)
special series(۱)
ramadan mobarak(۱)
راپونزل‌ ٫ مریدا ٫ جک(۱)
مربی اژدها 2 دوبله فارسی(۱)
چگونه اژدهای خود را آموزش دهید2 دوبله فارسی2(۱)
چگونه اژدهای خود را آموزش دهید2 دوبله فارسی(۱)
مربی اژدها در سینما ایران(۱)
نقاشی حرفه ای(۱)
ساخته ی خودم(۱)
ساخت بی دندون(۱)
خلاقیت بی دندون(۱)
بی دندون در دنیای واقعی(۱)
بی دوندو(۱)
دانلود بازی مربی اژدها برای اندروید(۱)
اندروید دانلود(۱)
مربی اژدها اندروید(۱)
how to train your dragon 3(۱)
dragon 3(۱)
dragon 2(۱)
استاد اژدها(۱)
مربی اژدها و هالووین(۱)
هیکاپ و هالویین(۱)
haloween(۱)
reall hiccup(۱)
صحنه های حذف شده در مربی اژدها 2(۱)
مربی اژدها3(۱)
مربی اژدهای3(۱)
اخبار مربی اژدهای3(۱)
خبر جدید مربی اژدهای 3(۱)
الفبای وایکینگ ها(۱)
بی دندون انسان(۱)
مربی اژدها فان مید(۱)
valka(۱)
سریال اژدهاسواران(۱)
کیفیت بلوری(۱)
دراگو(۱)
انجمن مربی اژدها(۱)
دانلود مربی اژدها2(۱)
هالویین(۱)
فیشلگس(۱)
fishlegs(۱)
viking guild(۱)

نویسندگان

امکانات


مصاحبه با حامد عزیزی - گوینده نقش هیکاپ در دوبله هنر نمای پارسیان CD
ارسال شده در ۱۳٩٢/۱/٢٠ ، توسط احمد بیات ، با موضوع , نظرات () >

به دلیل زیاد بودن مطلب اونو توی ادامه مطلب برای شما گذاشتم .


حامد عزیزی بدون شک طی چند سال گذشته در زمینه دوبله انیمیشن همواره یکی از مطرح ترین نامها بوده. و مطمئنا اکثریت قریب به اتفاق مخاطبای ایرانی حتی اگه خودش رو هم نشناسن از گویندگی بی نظیرش در انیمیشن پاندای کونگ فو کار کلی لذت بردند. این مرد خوش صدا به غیر از پاندا در دهها انیمیشن دیگه هم گویندگی کرده و خاطرات و لحظات خوش زیادی رو برای ما رقم زده. که چندتا از معروفترین نقشهاش (به غیر از پاندا) عبارتند از:

اسکار (شیرشاه)، هورتون، گارفیلد، الکس (ماداگاسکار ۲)، بوگ (فصل شکار)، خرگوش (مسابقه خرگوش و لاک پشت)، رئیس جمهور (هیولاها علیه بیگانگان)، خوک (رئیس مزرعه)، گرو (من عنق)، مترومن (کله کدو)، لاک پشت (آنسوی پرچین)، لیانچو یا رستم (!) (شکارچیان اژدها)، باز لایتیر (داستان اسباب بازی) و ....

این مصاحبه (یا بهتره بگم گپ و گفت)، حاوی نکاتیه که میتونه برای خیلی از دوبله دوستان، مفید، جالب و آموزنده باشه.

اول میخوام از گلوری شروع کنم. چرا رفتید گلوری؟ چرا اومدید بیرون؟

اون موقع برای ورود به سازمان باید مدرک تحصیلی ارائه میکردم، من مهندسی می خوندم، قبل از اینکه آخرین واحدمو پاس کنم متوجه شدم که در سندیکا اعتصاب شده در شرایطی که همه کارامو کرده بودم برم سازمان.

مدرک لیسانس میخواستن؟

آره. این اعتصاب از اردیبهشت 84 تا فروردین 85 طول کشید. تو اون فاصله من با بچه های انجمن آشنا شدم و میرفتم اونجا و سال 88 هم اومدم بیرون، سال 89 رفتم سازمان و سال 90 در اونجا شروع به فعالیت کردم.

اعتصاب سازمان به چه دلیل بود؟

اعتصاب در سندیکای گویندگان بود یعنی برای دوبله های بیرون از سازمان.

اصلا فرق سندیکا و سازمان چیه؟

سندیکای گویندگان یا همون "انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم" سال 40 به وجود اومد. و در واقع مثل یه انجمن صنفی، حافظ منافع گوینده هاس. البته از 15 سال قبلش فیلم دوبله میکردن که بعد از انقلاب اومدن زیر نظر ارشاد و بعد که خانه سینما تشکیل شد رفت زیر نظر خانه سینما. گوینده هایی که برای پخش ویدیویی آثار کار میکنن زیر نظر سندیکا هستن. سازمان خودش یه نهاد دولتیه که از دهه 50 برای تلویزیون دوبله میکرده.

گوینده های سندیکا که همون گوینده های سازمان هستن.

درسته. در واقع بزرگترین پیمانکار سازمان، انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلمه و تامین دوبله صدا و سیما با اونهاست.

سازمان به گروههایی غیر از سندیکا هم سفارش دوبله میده؟

نه در واقع یه قرار کاری 41 ساله بین اینها وجود داره و رقیبی نمیتونه این قرار رو بشکنه.

پس جریان بعضی از دوبله های انجمن که از تلویزیون پخش میشه چیه؟

اینها به واسطه تهیه کننده یا تأمین شبکه هاست که امکان داره سفارشی رو به گروههای بیرون بدن.

تامین شبکه ها زیر نظر دوبله سازمان نیستند؟

نه، تامین شبکه یه واحد مستقله. اینکه پیمانکارهای بیرونی بیان یه کاری رو برای سازمان انجام بدن از دهه 80 رواج پیدا کرد. علتشم بیشتر مناسبات شخصیه. قاعده اصولی سازمان این نیست که دوبله ها رو بیرون از سازمان انجام بده. و دادن دوبله به بیرون، بیشتر به دلیل مناسبات شخصی تهیه کننده شبکه با اون گروه خاصه. مثلا سال 83 شبکه تهران برای اولین بار تمام دوبله های گلوری رو گرفت و پخش کرد ولی طبق قوانین سازمان دوبله ها باید در خود سازمان انجام بشه تا نظام دریافت و پرداخت مشخص باشه چون سازمان، نهادیه که ردیف بودجه مشخصی داره و باید در قبالش پاسخگو باشه.

چرا دوبله های موفقی که در شبکه ویدیویی وجود داره مثل "پاندای کنگفوکار" رو میان دوباره در سازمان دوبله میکنند؟ چرا نمیرن حق پخشش رو از موسسه مربوط بخرن؟

این هم برمیگرده به همون چارچوب سازمانی که طبق بودجه ای که میگیرن کلیه دوبله های تلویزیون باید در خود سازمان انجام بشه. و طبعا خریدش از موسسه صاحب امتیاز، یه خرق عادته که بر خلاف قواعد سازمانه.

خب چرا از همون گوینده ها برای دوبله اش استفاده نمی کنند؟ مثلا خود شما در سازمان هستی و میتونستند برای دوبله پاندا ازتون اسنتفاده کنند یا مثلا رنگوی موجود در بازار رو گوینده های سندیکا دوبله کردن و خیلی هم دوبله خوبی داره ولی رنگویی که از تلویزیون پخش شد از گوینده های دیگه ای استفاده شد. دلیلش چیه؟

اون دیگه سلیقه مدیر دوبلاژه که با اون کسایی که باهاشون راحت تره کار کنه.

باندبازی ای که میگن تو سندیکا هست ربطی به این قضیه داره؟

این سوال جزو محدوده قرمزه و من جواب نمیدم. البته این چیزا توی فوتبال هم وجود داره.

من از دید منفیش نمیگم. فرض کنید مثلا شما به عنوان مدیر دوبلاژ با "فرشاد بهبودی" و "امیر امیری" رفاقت بیشتری داری و همه نقشهای اول رو میدی به اونا. همچین چیزی هست یا نه؟

این لابی همه جا وجود داره و چیز عجیبی نیست. در سینما و در همه جای ایران و نظامهای بزرگتر استودیوها و سینما و فیلمسازی اروپا و امریکا هم وجود داره.

خب از نظر من تا جایی که به کیفیت کار لطمه نزنه اشکالی نداره ولی اگه نقشی باشه که من میدونم فلانی بهتر میگه چرا بدمش به رفیق خودم؟!

اینم جزو محدوده قرمزه و من جواب نمیدم!

برگردیم به انجمن گویندگان جوان، اصلا گلوری چطور تشکیل شد؟  بچه هایی که اون موقع بودن از کجا اومدن؟ از تئاتر؟

عده زیادیشون بچه های تئاتر بودن. عده ایشون بچه هایی بودن که در دوبله استعداد داشتن و به دلیل وجود محدودیتها امکان خودنمایی نداشتند. نداشتن شرایط لازم و وجود یه سری قوانین باعث شده بود که برخی استعدادها بیرون بمونن و این استعدادهای بیرون مانده در انجمن دور همدیگه جمع شدند.

چطور دور همدیگه جمع شدن؟ آگهی داده بودن یا از طریق روابط و آشنا بازی بود؟

شاید بد نباشه بگم که در سال 81 آقای "اسدزاده" و چند نفر دیگه به این جمع بندی رسیده بودن که کارتونها به جای زیرنویس شدن بهتره که دوبله بشن و اینها دنبال یه تیم فنی دوبله می گشتن. از طرفی "مهرداد رئیسی" تونسته بود موقعیتی رو ایجاد کنه که به عنوان پیمانکار بتونه به کار دوبله بپردازه. یکی از بزرگترین حامیانش هم شاید همون آقای اسدزاده بود.

اسد زاده اون موقع کجا مشغول بود؟

در شرکتهای پخش انیمیشن بود. بعدش هم این استعدادها یواش یواش دور هم جمع شدند.

این جمع شدنه به چه نحو بود؟ تست میگرفتن؟ یا رفتن تئاتر گفتن هرکی دوست داره بیاد دوبلور بشه؟!

نقش موثر بچه های تئاتر مثل "علیمردانی" و "صادقی" کتمان ناپذیره. وقتی من اومدم اینها دو سه سالی بود که داشتن کار میکردن. البته اون اعتصابی که گفتم هم تاثیرگذار بود. هرکس هر استعداد آشنایی رو که داشت معرفی میکرد. مثلا خود "اشکان"، "علیمردانی"، "آقا کریمی" و "خانم آفری" شاید معرف بعضی از آدما بودن. یا مثلا "رضا صولتی" خودش علاقه داشت و اومد.

تست داد؟

آره تست داد و قبول شد و در سال 84 شاکله اصلی انجمن تشکیل شد.

حاجی عبداالهی تست میگرفت؟

نه اون موقع اشکان تست میگرفت، خود رئیسی هم بود، وقتی تقاضا زیاد شد دیدن اونایی که مستعدترن باید انتخاب بشن. یه دوره ای علیمردانی تست میگرفت. یه دوره ای هم من و حاجی عبداللهی.

اون بچه هایی که شاکله اصلی انجمن رو تشکیل میدادن و کسانی که اکثرا از تئاتر اومدن به هر حال کار دوبله نکرده بودن و آشنایی نداشتن، پس چطور کار رو شروع کردن؟

بیشتر حالت تجربی داشت. اون موقع کلا دوبله یه تابویی بود که دست یافتن به هسته اصلی، کار خیلی سختی بود. خیلی از کارها تجربی بود و اینکه اینها تو هسته مرکزی دوبله نبودن و به طور تجربی کار کردن و انقدر مخاطب جذب کردن نشون میده که خیلی موفق عمل کردن. البته من خودم با دوبله آشنا بودم.

از چه طریقی؟

حدودا 18 ساله که بودم چون سنم مناسب ورود به سازمان نبود، با آقای "منانی" به استودیو میرفتم و در واقع یه کاراموز غیر رسمی بودم. و یا مثلا میرفتم تو استودیوی رسالت جنب ساختمان پلاسکو پیش "آقای قنبری" که اون موقع روی یه کار 35 میلیمتری کار میکردن.

شرایطتون مثل همین کاراموزای الان بود؟

اون موقع مثل الان انقدر سهل الوصول نبود، به کسی راه نمیدادن. جوونترها فرصتای الان رو نداشتن که مثلا واسه خودشون گروه تشکیل بدن و توی ماهواره حرف بزنن. اصلا راهی برای ورود به دوبله وجود نداشت.

پس گلوری یه جورایی خیلی باعث خیر و برکت شد.

قطعا. در واقع گلوری تابوشکنی کرد.

یه جورایی هم باعث شد سندیکاییها احساس "رقیب داشتن" کنند.

آره دیگه، دوبله از انحصار دراومد و تا حدی کیفیت بالا رفت. البته سندیکاییها توی اون دهه هم خوب کار میکردن ولی وقتی انحصار وجود داشته باشه و مثلا شما مجبور باشی فقط محصولات ایران خودرو رو سوار بشی و هیچ رقابتی نباشه مسلما کیفیت پایین میاد. البته فکر نمیکنم استانداردهای اون سیستم به جایی رسیده باشه که قابل رقابت با سندیکا باشه. به نظرم اون استعدادها فقط در حد انیمیشن جواب میدادن. طبیعی هم بود. چون طی 50 سال دامنه وسیعی از صداها در سیستم سندیکای گویندگان جذب شدن، از همه طیف بودن: پیرزن، پیرمرد، جوون و رده های سنی مختلف. و اصلا امکان نداشت که یه سیستم کوچک نوپا بتونه همچین دامنه ای از صداها رو جذب کنه. به همین خاطر در حوزه فیلم هیچوقت موفق نبود.

مشکلش نداشتن صداهای بزرگسال بود؟

دو سه تا جنبه داشت. یکی اینکه قاعده انیمیشن گویی یه قاعده غلو شده اس.

در واقع بیشتر تیپ گوییه.

بله. "تیپ" و "غلو" کمک میکنه ولی فیلم، کاملا رئاله و اون بچه ها هیچ الگویی برای رئال گویی نداشتند. فیلم گویی لازمه اش اینه که خیلی کار رئال بکنن و خیلی فیلم ببینن و بگن.

جنس صدا چقدر نقش داره؟

صدا خیلی نقش داره. من معتقدم از بچه هایی که اونجا جمع شدن فقط سه چهارتاشون صدای خوبی داشتن، مثل علیمردانی، صادقی، خانم آفری، مجید حبیبی.

نیما رئیسی چطور؟

به نظرم اصلا صدای خاصی نداره.

مگه با صدای خودش توی کارها صحبت نمیکنه؟!

بله ولی صدای خودش صدای خاصی نیست. البته این نظر منه. شاید عده ای بگن خوبه. به نظر من بیشتر صداسازی میکنه.

یعنی اینی که ما میشنویم صدای واقعی نیما رئیسی نیست؟!

بهتره زیاد روی این مسأله تاکید نکنیم ولی به نظر من صدای خودش نیست یعنی بیشتر صدا ساخته. مثلا "رضا صولتی" خودش صدای خیلی خوبی داره و خیلی بهتر از نیماس. و بعدها هم صداهای خوب زیادی اضافه شدند مثل "بابک پاییزان"، "رهبر نوربخش"، "امیر امیری" و "ساناز غلامی".

و صنم نکو اقبال؟

بله ایشون هم خوبه. و بعد از اون دیگه انجمن دچار سری کاری شد یعنی هرکس شبیه هرکس دیگه بود میومد تو سیستم! یعنی مثلا اگه کسی میتونست صدای "علیمردانی" رو دربیاره قبول میشد که این به نظرم کار سخیفیه. دیگه کمتر استعداد خوبی به گروه اضافه شد. مثل علی باقرلی.

گلوری اون موقع خیلی موفق بود و حتی بزگسالان هم عاشق دوبله هاش بودند. دلیل این موفقیت چیه؟ بعضیها (حتی برخی از اساتید سندیکا) عقیده دارن که دلیل توجه مردم به دوبله های گلوری استفاده از تیکه های لمپنی یا مثلا آهنگای ایرانیه.

یه جا خوندم که آقایی با یه اسم جعلی، دوبله های ما رو لودگی دونسته! که اینطور نیست. موفقیت اون گروه چند جنبه داشت. یکیش انرژی بسیار زیاد جوانی و فرصت پیدا کردن برای میدان گرفتن بود. انسان هرچقدر در یک کار انرژی بذاره بازخوردشو میبینه. تو دوبله های اون موقع انرژی خیلی زیادی گذاشته میشد. بعدها این انرژی زیاد با یه سری دیالوگهای "کوچه بازاری" ترکیب شد که به مذاق خیلیا خوش اومد. چون سی سال بود که بعد از انقلاب همچین دیالوگایی شنیده نشده بود و البته به مذاق خیلیها هم بد اومد که اینم سلیقه شونه.

من خودم مخالف این دیالوگهام چون معتقدم خود انیمیشن اونقدر دیالوگهای طنازانه داره که همین که ما بتونیم اون طنازی رو به مخاطب منتقل کنیم کفایت میکنه و دیگه نیازی به این چیزا نداریم. الان طی هفت هشت سال گذشته اونقدر از این شیوه استفاده شده که دیگه نخ نما شده و یه فرمول مردود به حساب میاد. خود من الان اگه سفارش بگیرم تاکید میکنم که دیگه از تیپهای فیلمفارسی استفاده نشه. گلوری در هفتاد هشتاد درصد کارها، فیلمفارسی رو به فیلم خارجی گره زد. که این یه زمانی جواب میداد ولی الان دیگه طبعا جواب نمیده.

پس اون دیالوگها دلیل موفقیت گلوری نبود؟

نه همون انرژی و پشتکار جوانی بود که از بالا تا پایین وجود داشت. یعنی من نمیتونم بگم چون مشکل شخصی با رئیسی دارم رئیسی تاثیرگذار نبود. و اگه کسی بپرسه که آیا میتونیم دوباره باهم کار کنیم یا نه، میگم نه. و اگه کسی بپرسه که آیا الان باهم رقیب هستیم یا نه، باز هم میگم نه.

پس دلیل موفقیت کارهایی مثل "شگفت انگیزان"، انرژی جوانی بود.

به هرحال اون انرژیه خیلی تأثیر داشت. توی شگفت انگیزان، "نیما رئیسی" با تیپ "ملک مطیعی" صحبت کرد و یه سری لهجه قاطی کار کردند که هرچند چیز جدیدی نبود ولی جواب گرفتند. ولی به نظر من ماندگاری "رئیس مزرعه" از اون خیلی بیشتره. علتش هم شیوه دیالوگ نویسی پر از طنز علیمردانی بود. خود کار شاید اصلا برای مخاطب ایرانی جذاب نبود ولی دیالوگهای طنازانه به خصوص مجید حبیبی خیلی تأثیرگذار بود.

یا مثلا تو همون کار، علیمردانی شعر گوگوش رو خوند و برادر مهرداد رئیسی گیتارشو زد که تو اون برهه اون آهنگه جواب داد ولی بعدش این فرمولی شد که دیگه همه میخواستن از آهنگهای خواننده های مختلف استفاده کنند. اون زمان سلیقه بازار این رو میپسندید ولی الان دیگه این قضیه، لوث شده.

اگه بخوایم شگفت انگیزان و تیپ گویی نیما رئیسی رو نفی کنیم و بگیم رئیس مزرعه بهتر بود باید بگم در رئیس مزرعه هم مجید حبیبی با تیپ بهروز وثوقی حرف زده و اتفاقا پر از کلمات کوچه بازاریه!

آره. ماندگاری اون کارها بیشتر به دلیل گره خوردن فیلمفارسی با دوبله بود که نمیگم درسته یا غلطه ولی چون بعد از سی سال این اتفاق افتاد، برای مردم ماندگار شد.

به نظر شخصی من، همون انرژی و نشاط جوانی خیلی بیشتر از دیالوگهای فیلمفارسی تأثیرگذار بود.

بله. انرژی خیلی تاثیر داشت ولی بعضیها فقط ربطش میدن به کلمات لمپنی! مثلا من خودم با اینکه هیچ علاقه ای به فعالیتهای دوبله شده بعد از خودم در انجمن ندارم ولی کارتون "پرنسس و قورباغه" انجمن رو دیدم که خیلی خوب دوبله شده و دیالوگ لمپنی هم نداره. شاید خیلی از کارای دیگه شون (مثل اسمارفها) خوب نباشه ولی چیزی که خوبه باید گفت خوبه دیگه. نظرات، نباید مغرضانه باشن.

مریخیها مامان میخوان هم خیلی خوب بود.

اونو ندیدم ولی تعریفشو زیاد شنیدم. مسأله اینه که در منتقدای ما چیزی به اسم انصاف وجود نداره! بعضیا اگه یه مو تو یه سطل ماست باشه همون مو رو میبینن و بقیه ماست رو کنار میذارن ولی نمیرن اون مو رو بذارن کنار و از خوردن بقیه ماست لذت ببرن! من میخوام به اون آقا بگم ما تو کجای "کله کدو" لودگی داشتیم! کاراکتر کله کدو یه آدم مریض و دیوانه و دوشخصیتیه. اگه اون آقای منتقد بخواد بیاد مدیر دوبلاژ بشه این شخصیت رو چجوری تعریف میکنه؟ غیر از اونجوری که "مجید حبیبی" گفت؟ مثلا اگه خیلی شیک و رسمی و خشک بگن خوب از آب درمیاد؟ اون یه شخصیت چند وجهیه و قطعا نحوه حرف زدنشم حرف زدن یه آدم عادی نیست. مسأله اینه که هیچ تخصصی در دوبله و سینما و تئاتر ندارن و میان منتقد میشن. کسی که حتی یک ثانیه هم استودیوی دوبله رو ندیده داعیه انتقاد و منتقدی داره!

یه نقدی که در پاندا 2 به شما وارد شد این بود که لحن پاندا چند بار تغییر کرد و اصولا اون حال و هوای پاندا 1 رو نداشت. این تغییر، به خاطر تغییر شخصیت خود پاندا بود یا مسأله دیگه ای در میانه؟

من سؤالم اینه که علت اینکه پاندا در قسمت اول کاندید اسکار نمیشه چیه. قسمت اولش بازاری بود و داستانی تک جهتی داشت. ما با یه پاندای خنگ تک بعدی روبرو بودیم. خیلیها میگن پاندا 1 بهتر بود ولی به نطر من پاندا 2 خیلی بهتر بود      

پاندا 2 طنازیهای کمتری داشت ولی فیلمنامه اش پیچیده تر بود.

بله، پاندا 2 جذابیت طنز اصلا نداشت ولی فیلمنامه اش فوق العاده بود و این شخصیت بعضی جاها کاملا جدی میشد و بعضی جاها هم کلا از نظر روانشناختی به هم میریخت.

درسته، مثلا سکانسی که نحوه گم شدنش رو در دوران کودکیش نشون داد، اصلا خنده دار نبود.

اونجا کاملا دراماتیک شد. وقتی کسی از "ژانر شناسی" سینما چیزی نمیدونه و اصلا فیلم ندیده و مطالعه نکرده چجوری میتونه منتقد باشه؟ شما بشین فیلم زبان اصلی رو ببین، معلومه که اون شخصیت در فیلمنامه صد جور بالا و پایین رفته. وقتی یاد بچگیش میفته امکان داره به هم بریزه. در قسمت اول نشون داده میشه که بابای این پاندا، یه اردکه! وقتی کسی میبینه یه همچین خانواده عجیب و غریبی داره، موقعی که بزرگتر بشه و عقلش برسه، بالاخره این سوال براش پیش میاد که من برای چی اومدم اینجا! این به لحاظ روانشناختی طبیعیه. طبیعیه که نسبت به قسمت اول، دیالوگها و لحنش خیلی متفاوت باشه. قسمت اول یه شخصیت تک بعدی نمکیه و با پاندا 2 خیلی فرق میکنه. مشکل اون منتقد اینه که چالشهای فیلمنامه رو نمیدونه.

این مسأله ای بود که من تو انجمن به مدیران دوبلاژ تازه کار میگفتم. بهشون گفتم اصلا شما "نقاط آلترناتیو" فیلمنامه رو برای من مشخص کن. اصلا نقطه گذاری در فیلمنامه یعنی چی؟ معنی "آلترناتیو" چیه؟ تفاوتش با "دی آلترناتیو" چیه و چجوری نقاط حساس یه فیلمنامه رو میتونید جدا کنید و نقاط مثبت و منفیش رو تشخیص میدید؟ وقتی کسی نمیتونه این نقاط رو تشخیص بده طبیعتا از فیلم چیزی نمیدونه و بعدش هم میاد منتقد و مدیر دوبلاژ میشه!

پس مدیر دوبلار باید با اصول فیلمنامه نویسی آشنا باشه.

اول باید حداقل زبان انگلیسی رو بدونه. در حد اینکه بتونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه تا بفهمه جای دیالوگها کجاست. و در مورد فیلمهای غیر انگلیسی زبان، با "سواد فیلمنامه شناختی" خودش میتونه از پس دوبله فیلم بربیاد. ضمنا مدیر دوبلاژی که زبان مادری خودش رو درست ندونه و یا لهجه داشته باشه نمیتونه موفق بشه. الان متاسفانه خیلی از مترجمها بر اساس ساختار دستور زبان انگلیسی فیلم رو ترجمه میکنن و مدیر دوبلاژی که دستور زبان فارسی رو ندونه چطور میتونه اون ترجمه رو اصلاح کنه؟

مسلما جملات رو با همون ساختار استفاده میکنه.

دقیقا. مسأله مهم دیگه اینه که من خودم الان برای اینکه از قافله عقب نمونم حدودا هفته ای 5 تا فیلم می بینم. 5 سال پیش که در انجمن بودم در جلسه ای که به منظور ژانرشناسی با مدیران دوبلاژ اونجا داشتیم، فیلم "بتمن" رو بهشون دادم تا ببینن و روش کار کنن. الان 3 ساله از اونجا اومدم بیرون ولی اونا هنوز دارن همون بتمن رو تحلیل میکنن!!!

من حدودا 100 تا فیلمنامه ترجمه شده دارم. ولی با این حال به گرد پای "تهامی نژاد" و "طهماسب" هم نمیرسم. به خاطر همین میزان مطالعه است که اینها میشن طهماسب و تهامی نژاد. ولی کسانی که فقط داعیه دوبلوری دارن در حوزه فیلم هیچ مطالعه ای نمیکنن! تا حالا چند بار مراسم "اسکار" و "گلدن گلوب" رو به طور زنده دیدن؟ خود من شبی که بخواد اسکار و گلدن گلوب پخش بشه اصلا خوابم نمیبره، چون چیزیه که مربوط به حوزه کاریمه و بهش علاقه دارم. مطمئنم خیلی از مدیران دوبلاژ حتی نمیدونن "بفتا" چیه! نمیدونن یه مراسم اسکار انگلیسیه که بین گلدن گلوب و اسکار برگزار میشه. اصلا نمیدونن "گلدن گلوب" چیه! حالا اونها به کنار، اصلا نمیدونن تاریخ برگزاری "جشنواره فجر" خودمون کیه و نمیدونن جشنواره فجر شامل چه بخشهایی میشه!

پس آشنایی با زبان انگلیسی و تسلط به دستور زبان فارسی و آشنایی با فیلم و درگیری با فیلمنامه و سینما از ارکان موفیت یه مدیر دوبلاژه.

بله، من در تمام دوران دانشجوییم در کلاسهای فیلمنامه آقای "ناصر تقوایی" شرکت میکردم، همه جلسات نقد و بررسی فیلم حوزه هنری رو میرفتم و اصلا از اونجا فهمیدم فیلمنامه چیه.

تئاتر چقدر تأثیر داره؟

عده ای میگن تأثیر داره ولی من اصلا نه تئاتر کار کردم و نه تئاتر دیدم.

اصلا تئاتر تو دوبله تاثیر داره؟

طبیعتا داره. خیلی به "حس" کمک میکنه.

آیا این دلیل میشه که هرکس تئاتر و فیلم بازی کرده پس دوبلور خوبی میشه؟

نه، دلیل نمیشه.

خود من وقتی گویندگی هنرپیشه های مطرحمون رو در انیمیشنهای "تهران 1500" یا "جمشید و خورشید" می شنوم، می بینم که کار بیشترشون اصلا خوب نیست.

بله، مثلا ما اینجا یه کاری رو با "امین حیایی" ضبط میکردیم، خودش میگفت ما پشت میکروفن در مقایسه با شما هیچی نیستیم و فقط جلوی دوربین میتونیم عرض اندام کنیم.

پس نمیشه گفت هرکی تئاتر و فیلم کار کرده دوبلور خوبی میشه؟

نه اصلا ربطی نداره. هیچ دوبلور خوبی هم دلیل نمیشه که بتونه بازیگر تئاتر بشه. ممکنه کسی که در یه صنفی فعالیت میکنه بگه چون من تئاتر بازی میکنم در نتیجه دوبلور خوبی ام و به تئاتریها هم میگه من چون خوب دوبله میکنم پس بازیگر بسیار خوبی ام. این چیزا بیشتر جنبه بازارگرمی داره و دلیل علمی ای براش وجود نداره. مثلا "مجید حبیبی" یا "ساناز غلامی" مگه تئاتر کار کردن؟ اتفاقا "بیان تئاتر" با "بیان دوبله" خیلی فرق داره. بیان اجرای نمایشهای رادیویی (مثل چیزی که تو رادیو نمایش میشنویم) هم با بیان دوبله فرق میکنه. خیلی از رادیو نمایشیها اومدن در کار دوبله ولی موفق نشدن.

کار اونام یه جورایی صدا بازیگریه دیگه؟

دوبله، صدابازیگری خاص فیلمه. اون کار، مخصوص بازی تو رادیوئه. شما در فیلم، محدوده سینک داری و وامدار بازی بازیگر هستی. گوینده نمایشهای رادیویی، تنها چیزی که بهش وامداره متن نمایشه و خیلی شرایط فرق میکنه.

پس در دوبله باید بازی رو از بازیگر بگیری و در قالب صدا پس بدی ولی در نمایشهای رادیویی اینطور نیست.

دقیقا.

پای صحبت گوینده های قدیمی که میشینیم خیلیاشون میگن من قبل از اینکه فلان فیلم رو دوبله کنم چند بار خودم دیدمش. به نظر من یکی از دلایل ضعف دوبله های فعلی، عدم رعایت یه همچین مسأله ایه. الان مثلا تو خود سندیکا، هنگام دوبله یک اثر، گوینده ها میشینن توی یه اتاق و هروقت نوبتشون شد صداشون میکنن و طرف میره دیالوگ مربوط به خودش رو میخونه و میاد بیرون! به همین خاطر اصلا موضوع و حال هوای فیلم رو نمیدونه و نمیتونه حس واقعی اون بازیگر رو داشته باشه. وطبیعتا موقع دوبله هم نمیتونه حس واقعی هنرپیشه رو منتقل کنه چون اصلا نمیدونه اون بازیگر از اول تا آخر چه سیری رو طی میکنه و بقیه بازیگرا چه مسائلی دارن.

آره، مثلا زمان دوبله "محمد رسول الله"، فیلم رو دو سه بار دیدن. این کار واقعا تاثیر خیلی خوبی داره. علتشم اینه که سرعت امروز وجود نداشته. رسانه شاکله چهل پنجاه سال بعد رو نداشته. الان مساله خیلی مهم، سرعته و دوبله صنعتی شده. فقط در بعضی جاها کار هنری انجام میشه. علتش اینه که با وجود 5 شبکه تلویزیونی و یک شبکه نمایش، دیگه فرصت سر خاروندن نیست. طرف هر روز سر یه کاره. طبعا گوینده ای موفقه که فیلمها رو به روز ببینه.

الان شما میتونید اکثر فیلمها رو از اینترنت دانلود کنید و یا از طریق دوستانی که زحمت میکشن قاچاق میکنن تهیه کنید! غیر ممکنه که کسی به روز باشه و فیلمها رو نبینه. الان من شنیدم خیلی از مدیران دوبلاژ سازمان با هزینه خودشون برای دوبله ای که مثلا قراره هفته بعد انجام بشه چند تا دیویدی کپی میکنن و میدن به گوینده ها. این دیگه به حوصله و سلیقه مدیر دوبلاژ  بستگی داره. یا مثلا هنگام دوبله فیلم چند بار فیلم رو نگاه میکنن. که این البته به میزان استعداد گوینده هم بستگی داره که طی یکی دو برداشت، اتفاق فیلم رو درک کنه و این مسأله باز برمیگرده به همون "میزان فیلم دیدن" که قبلا گفتم.

مسأله دیگه ای که هست اینه که مثلا اگه بنده فروشنده ماشین باشم، طبعا دغدغه ام دیگه دوبله نیست و فقط میرم اونجا و ماشینی حرف میزنم. اینه که میگم طرف باید اهل فن و سینما باشه. مثلا چند وقت پیش یکی از کارهای خانم "الیزا اورامی" که قرار بود تا ساعت 4 طول بشکه تا 7 شب طول کشید. علتش این بود که ایشون با وسواس فیلم رو چند بار پخش میکرد تا گوینده اش ببینه. حالا اینکه طرف، حس رو میگیره و اون صحنه رو میفهمه و ژانر فیلم رو درک میکنه یا نه بستگی به چیزایی که گفتم داره. اگه من نمیگیرم یعنی به درد این کار نمیخورم. در مورد فیلمهایی که تهیه کردنشون مشکله و کسی بهشون دسترسی نداره، یه دوبلور باید به استعداد و "تواناییهای فیلمنامه شناختی" خودش تکیه کنه.

 

حالا میریم سراغ بحث جنجالی "تقلید"، اینکه مثلا علیمردانی بیاد شرک رو بگه و بعدش من سعی کنم در یه نسخه دیگه کاملا عین اون به جای شرک حرف بزنم کار درستیه؟ آیا اصلا در کوالیما مسأله تقلید وجود داره؟ آیا شما به عنوان مدیر دوبلاژ به کسی میگید که مثلا ادای خانم آفری رو در بیاره؟

حامد عزیزی: اولا من باید در مورد شرک بگم که به نظرم شرک "حاجی عبدالهی" از بقیه بهتره، بعدش علیمردانی و بعد هم نیما رئیسی و مجید حبیبی. یه شرک رو هم با گویندگی "میثم نیکنام" دیدم که خیلی خوب بود. جنس این صداها طوریه که با اون کاراکتر، جوره. من خودم اصلا از شرکی که گفتم راضی نیستم و ناچارا مجبور شدم بگم چون صدام با شرک جور درنمیاد. "گوینده شرک 4" فقط خواسته صداشو به اونا برسونه و شبیه اونا بکنه که من با این کار مخالفم. و بعدشم میرن سر مردم منت میذارن که من دوبلور شرکم! و یا صدام شبیه فلان اسطوره گویندگیه! اصولا دوبلورها نباید منتی سر مخاطب داشته باشن چون یه نفر دیگه جلوی دوربین عرق میریزه و بازی میکنه و یا انیمیشن میسازه و ما گوینده ها فقط به جای اون کاراکتر حرف میزنیم و نسبت به اونا کار سختی نمیکنیم. اصولا بعضیا فقط میخوان از این راه به شهرت برسن و میخوان با مقایسه خودشون با دوبلورهای بزرگ و تقلید از اونها، ره صد ساله رو یه شبه طی کنن.

در مجموع دوبله، حواشی خیلی زیادی داره. مثلا توی گلوری من دیدم که خیلیا دیگه دنبال دوبله نیستن و فقط میخواستن خودشونو مطرح کنن و به همین خاطر دیگه اونجا جایی برای موندن نبود.

پس با تقلید مخالفید؟

تقلید کار انسان نیست!

یعنی معتقدید در کوالیما هیچکس از کسی تقلید نمیکنه؟

مثلا از چه کسی تقلید شده؟

مثلا از آرزو آفری.

نه، یه بار یه نفر دیگه هم بهم گفت که "تینا هاشمی" داره صدای آرزو آفری رو شبیه سازی میکنه. صداهای این دو نفر اصلا چه ربطی به هم داره؟

با صدای طبیعیش کاری ندارم ولی تیپ پسربچه تینا، کپی برابر اصل تیپ آرزو آفریه. یعنی شما اعتقاد دارید این تیپ اورجینال خود تینا هاشمیه؟!

اصلا آرزو آفری خودش از تیپ "شوکت حجت" الگو گرفته.

تیپهای پسر بچه آرزو آفری و شوکت حجت کاملا شبیه هم نیستند و قابل تشخیصند ولی تیپ پسر بچه تینا هاشمی کاملا شبیه آرزو آفریه.

شما میگی تیپی که تینا ساخته از آرزو آفری تقلید کرده، آیا صدای خود تینا شبیه صدای آرزو آفریه؟

با صدای واقعیش تو کدوم کار حرف زده؟

توی مربی اژدها جای دختره حرف زده. اون شباهتی به صدای آرزو آفری داره؟

بازم شبیه تیپ پسربچه آرزو آفریه.

نه من صدای واقعیشون رو میگم که اصلا به هم شبیه نیستند.

مانیا احمدی چطور؟

حتی اگه فرض بگیریم که این سه نفر یعنی مانیا احمدی، تینا هاشمی و آرزو آفری، تیپشون رو از روی همدیگه کپی کردن باید بگم که مبدع این تیپ، خانم شوکت حجته.

حرف من اینه که آدم میتونه تیپ خانم آفری رو از تیپ خانم حجت تشخیص بده ولی مثلا توی افسانه جغدهای نگهبان (دوبله کوالیما) واقعا اگه کسی ندونه که اون بچه جغده مانیا احمدیه، فکر میکنه که آرزو آفری اومده به جاش حرف زده!

من باید بابت اینکه بچه های ما از یه الگو کپی میگیرن جواب پس بدم؟

خب شما گفتی که با تقلید مخالفی....

هنوزم میگم. من میگم آرزو آفری هم داره تقلید میکنه.

الان بحث من با شماست، آرزو آفری که تو گروه شما نیست. آیا شما به گوینده های خودتون میگید سعی کنن مثل آرزو آفری حرف بزنن؟

نه ما نگفتیم. تینا هاشمی تیپ پسرش اونجوریه دیگه. وقتی بهش میگی پسر بگو، اونجوری میگه.

یا مثلا توی "جغدها" به مانیا احمدی نگفتید مثل آفری حرف بزنه؟

ایشون تقریبا مثل شخصیت "مل مل" خودش صحبت کرده.

پس این مسأله از طرف شما نبوده؟

نه ما هیچوقت نمیگیم این کارو بکنن.

و سعی هم نمیکنید بهشون بگید که این تیپت شبیه تیپ فلانی شده و اینجوری تیپ نگو؟

آخه ما کس دیگه ای رو نداریم. مسأله اینه که اگه میخواستیم اینو بگیم باید به خانم آفری هم میگفتیم مثل خانم حجت حرف نزن!

نیما نکویی چطور؟ توی علاءالدین با تیپ محمدرضا صولتی حرف زده. البته میدونم که تیپ صولتی هم اورجینال نیست.

تمام تیپهای صولتی غیر اورجیناله.

بالاخره نیما یه جورایی از ایشون الگو گرفته دیگه....

بله. تداعی گر اونه. البته بیشتر تداعی گر تیپ اسدالله یکتاست. اکثر تیپها اورجینال نیستن ولی من میتونم ادعا کنم که تیپ پاندای من اورجیناله. نه اصغر افضلی، نه منوچهر اسماعیلی و نه تورج نصر مثل من نیستن. ولی مثلا تیپ خر شرک یه تیپ گرته برداری شده از مرحوم قنبریه که به جای جری لوئیس حرف میزد. امیر مدرس، رئیسی و بقیه از آقای قنبری گرته برداری کردن.

حالا این گرته برداری خوبه یا نه؟

خب وقتی مثلا آقای قنبری نباشه اشکالی نداره. یا به طور مثال مرحوم مقبلی 24 ساله که در بین ما نیست، حالا اگه یه نفر مثل "علی باقرلی" تونست اونجوری صحبت کنه این چیز بدی نیست.

پس شما میگید اگه اون گوینده خاص در یک گروه حضور نداشته باشه، عیبی نداره که توی اون گروه یکی مثل اون حرف بزنه؟

نه حرف من در مورد کسانیه که تیپهای قشنگی رو خلق کردن و الان فوت کردن و ما دیگه اون صداها و تیپها رو نداریم. اگه من نوعی از اون تیپ استفاده کنم اشکالی نداره.

یعنی اگه طرف در قید حیات باشه با این کار مخالفید؟

اگه در قید حیات باشه به نظرم کار درستی نیست.

حالا اگه یه گوینده خاص در گروه شما وجود نداشته باشه تکلیف چیه؟

بازم به نظرم تقلید از اون گوینده کار درستی نیست. یکی مثل "حمید ماهی صفت" برای خندوندن مردم ممکنه ادای دیگران رو دربیاره ولی یه دوبلور نباید اینکارو بکنه.

اگر این کار رو بکنه ایراد از خود گوینده است یا از مدیر دوبلاژه که اجازه این تقلید رو میده؟

یه مساله اینه که ممکنه مثلا طرف کسی رو نداشته که تیپ بچه رو بگه. فقط یه نفر بوده که بچه بگه، اونم اومده بگه اینجوری گفته. مثلا ما غیر از تینا و مانیا کس دیگه ای رو نداریم.

پس نتیجه این شد که موقعی که چاره ای نباشه اشکالی نداره...

ما چاره ای نداشتیم ولی اگه یه نفر رو که صداش هیچ شباهتی به "علیمردانی" یا "ثانی خانی" نداره بیاریم و بهش بگیم ادای اینها رو در بیار و بعد به خاطر این ادا درآوردن تشویقش هم بکنیم، این کار بیشتر شبیه یه جوکه.

یعنی حرف شما اینه که تو کوالیما کسی تشویق به این کار نشده؟

ما همچین کاری نکردیم. مثلا نیما نکویی توی سازمان داره به جای همه کاراکترهای "موش" حرف میزنه. خب وقتی صولتی پیش من باشه من دیگه نمیرم از اون استفاده کنم چون صولتی موش گوی بهتریه. البته اصلا خود این موشه مال اسدالله یکتاست با گویندگی ایرج ناظریان. خب این میشه تقلید. خود صولتی همه تیپهاش تقلیدیه، مثل "ماتر" که کمرنگ شده تیپ "اکبر منانی" و به خصوص "همت مومیونده". ما از نیما نخواستیم شبیه صولتی بگه و مطمئنا اگه صولتی بود حتما میگفتم ایشون بگه.

شما توی پاندای کنگفوکار از فرشاد بهبودی نخواستید شبیه "بابا شله پز" مهرداد رئیسی حرف بزنه؟

طبیعتا گویندگی بهبودی باید طوری می بود که مخاطب کمتر نسبت به تیپ رئیسی احساس خلأ بکنه. اما لهجه بهبودی متفاوت بود.

سعی کردین شبیه تیپ رئیسی بشه یا نه؟

بله.

پس اینجا موافقید؟

من میگم این اتفاقی که تو این صنف افتاده کتمان ناپذیره. من نمیتونم به شعور مخاطبم توهین کنم و بگم مثل اون حرف نزده. با اینکار موافق نیستم ولی علتش اینه که اون گوینده خاص پیش ما نبوده و اگه چاره ای نباشه آدم مجبوره این کارو بکنه. مسلما فرض کنید اگه خود خانم حجت حضور داشته باشه من پسر بچه ام رو میدم به ایشون بگه نه کس دیگه.

به نظرم این حرف با بعضی از حرفای قبلی تناقض داره. خب توی انجمن هم میگن وقتی مجید حبیبی نیست میدیم عرفان هنربخش بگه!

نه، تقلید از صدای دیگران، کار عاقلانه ای نیست! الان ما بحثمون سر تیپ گوییه. داریم میگیم تیپ بچه خانم هاشمی و خانم احمدی شبیه تیپ بچه خانم آفریه. من میگم هرسه تیپ، شبیه تیپ خانم شوکت حجته. ولی صدای اصلی هر کدوم از این چهار نفر از هم متمایزه.

پس شما با تقلید "تیپ" مشکلی ندارین بلکه با "تقلید صدای واقعی" یه گوینده مشکل دارین...

تقلید صدای واقعی یه نفر دیگه واقعا کار مسخره ایه.

خب به نظر من در گربه چکمه پوش صدای تینا هاشمی شبیه صدای واقعی آرزو آفری بود.

نه اون صدای واقعی خودشه.

شما گفتید توی مربی اژدها هم صدای خودشه! ولی این دوتا با هم فرق دارن.

تو هردوش صدای خودشه. توی مربی اژدها سنش کمتره ولی تو گربه چکمه پوش یه دختر بالغه. شما میگی صدای خانم آفری رو تقلید کرده؟

من میگم صداش تو گربه چکمه پوش خیلی شبیه صدای خانم آفریه.

نه، صدای خانم آفری خیلی خاصتره. یه چیزی رو من بهت بگم، هرکس که سعی میکنه از تیپ دیگران الگو بگیره، اگه کسی یه روزی اومد و تونست خیلی بهتر از اون، اون صدا رو در بیاره، نباید ناراحت بشه. این جواب من برای هر کسیه که سعی میکنه صدای کس دیگه ای رو دربیاره.

اما مسأله اصلی، ادای همدیگه رو درآوردنه. مثلا وقتی بنده در قید حیاتم، آقای X سعی میکنه شبیه من حرف بزنه! این کار احمقانه ایه. یا اگه کسی سعی کنه مثل آقای والی زاده یا ایرج ناظریان حرف بزنه، کار احمقانه ایه.

پس نتیجه این شد که شما با تقلید صدای واقعی یه گوینده مخالفید ولی در مورد "تیپ" اگه خود اون گوینده اصلی نباشه و چاره دیگه ای هم نداشته باشید با اینکار موافقید.

من میگم "تیپ"، اصالتی نداره. امکان داره بعضی تیپها شبیه همدیگه باشن یا بعضیا خوششون بیاد تیپهای دیگران رو تقلید کنن. من مخالفم ولی خب چاره ای نیست. ولی درآوردن ادای همدیگه، کار خنده داریه. مثلا محسن چاوشی میاد ادای سیاوش قمیشی رو در میاره و این خیلی بده چون میره زیر سایه قمیشی.

من اگه خودم شخصا ادای کسی رو دربیارم باید پاسخگو باشم و مسئول کار دیگران نیستم. خیلیها بعد از رفتن من از انجمن سعی کردن شبیه من حرف بزنن.

مثل کارتون "سیاره ۵۱" و ارسلان جولایی؟

دقیقا. من اینکار رو مذمت میکنم. آدم باید خودش باشه. ولی یه موقعی هست که مثلا آرزو آفری اینجا نبوده و کسی که اومده گفته شبیه آفری شده. من از این شباهت خوشحال نشدم. ولی خب من دوتا بچه گو بیشتر ندارم که تازه اونها هم به نظر من دارن از تیپ خانم حجت الگو میگیرن نه از آرزو آفری.

این تیپ پاندای شما از کجا اومد؟

اولین بار رنگ دیگه ای از تیپ پاندا رو توی "آنسوی پرچین" به جای لاک پشته دیدیم. بعد مدل تو دماغیش رو در "آستریکس و اوبیلیکس" اجرا کردم. و بعد صدا کلفت ترش شد "هورتون".

اون موقع بعضیا انتقاد کردند که پاندا کاملا شبیه هورتون شده.

صدای هورتون کلفت تر بود. یعنی رگه هایی از صدای خودم هم توش بود.

تیپ پاندا رو از گوینده یا کاراکتر خاصی الهام گرفتید؟

بله، از "بیگلی بیگلی" توی گوریل انگوری و همچنین از معاون کلانتر.

الان شاید حتی کسانی که اهل کارتون هم نباشن، پاندای کنگفوکار رو میشناسن و یا حداقل درباره دوبله اش شنیدن. خودتون فکر میکردید انقدر موفق بشه؟

نه فکر نمیکردم. این فیلم ابتدا قرار بود با دوبله ای پخش بشه که توی اون، رضا صولتی به جای همه کاراکترای مرد و "ساناز غلامی" به جای همه کاراکترای زن حرف زده بود!!! ولی قبل از اینکه این دوبله بره برای تولید با اسد زاده و رئیسی صحبت کردم و گفتم بذارید درستش کنیم.

قرار بود با همون دوبله بیاد بیرون؟!

آره، ما دیدیم اینجوری کار نابود میشه. به اسدزاده گفتم دو روز فرصت بده که دوبله اش کنیم و خیلی از دیالوگها رو هم از خودم گفتم.

فی البداهه؟

نه. ولی یه سری از دیالوگها رو عوض کردم.

عوض کردن دیالوگهای یه فیلم کار درستیه؟

اگه در راستای متن و هدف فیلم باشه هیچ اشکالی نداره.

خیانت در امانت محسوب نمیشه؟

نه اصلا.

میدونم یه سری چیزا مختص فرهنگ و نوع گفتار اونهاست که ما باید عوضشون کنیم ولی در حالت کلی وقتی طرف، کلی وقت گذاشته و یه فیلمنامه رو نوشته ما چرا باید بیایم دیالوگهاشو بی جهت عوض کنیم؟

اصلا دوبله یعنی چی؟ دوبلورهای پارسی زبان باید پاسداران زبان مادریشون باشن. ما نباید بذاریم فرهنگ اونا وارد کشور ما بشه. به نظر من تیکه انداختن و عوض کردن دیالوگها تا جایی که کمی باعث خنده بشه و در ماجرای فیلم تاثیری نذاره، کار قشنگیه.

چرا نباید بذاریم فرهنگشون وارد بشه؟

چرا باید فرهنگشون وارد بشه؟

ایرادش چیه که با فرهنگ دیگران آشنا بشیم؟ ضمن اینکه این فیلم رو اونا ساختن.

چون فیلم مال اوناس باید فرهنگشونو بفروشن؟ آیا اونا به ما اجازه میدن که توی بازار رئال، فیلمامونو بفروشیم؟

ببینید اگه یه مورد اخلاقی باشه و چیز منفی ای توی فیلم باشه، من با اصلاحش موافقم ولی میشنویم که مثلا مسئولان با تبلیغ دین مسیحیت مخالفن. "بابانوئل" رو میکنن "بابابرفی"! و یا مثلا استفاده از کلمه "کریسمس" ممنوعه!

اینها چیزاییه که مربوط به ارشاد میشه.

خب اونها هم همین دیدگاه رو دارن دیگه! میگن فرهنگ اونا نباید وارد کشور ما بشه. مگه مسیحیت، یه دین الهی نیست؟!

مسأله رو به مذهب پیوند نده.

بحث من اینه که چرا نباید فرهنگ اونا وارد بشه؟

خیلی چیزا تو فرهنگ اونا وجود داره که توی فرهنگ ما وجود نداره. مثلا تو فرهنگ اونا اگه یه بچه 18 ساله بخواد بره کانالهای پورنوگرافی رو نگاه کنه و پدر و مادرش منعش کنند، پدر و مادر رو بازداشت میکنن! این چیزا سنخیتی با فرهنگ ما نداره.

خب ما این چیزا رو تو انیمیشن نمیبینم، منظور من اینا نیست. یه سری دیالوگا هستند که کاملا بی دلیل عوض میشن و مثلا توی دوبله میبینم که از گرونی گوجه فرنگی و بنزین صحبت میشه!

خب این کارها که خیلی سخیفه.

یا مثلا در فیلم "هاپ" انجمن شاهد بودیم که طرف یه چیزی گفته ولی توی دوبله اش، 180 درجه دیالوگشو عوض کردن و هیچ ربطی به دیالوگهای اصلی نداره! و همینطور توی کارتون ماشینها یا رئیس مزرعه. به جرأت میتونم بگم که هیچکدوم از اون تغییرات هیچ ربطی به جلوگیری از ورود فرهنگ و این چیزا نداشت.

آره، یکی از کارایی که توی انجمن باب بود این بود که میگفتن مثلا کتاب "احمد شاملو" رو بیارین توی دوبله! خب این چجوری آوردنش مهمه. این نیست که توی پاندا بگیم من "پوزه روباهی" راه میرم! این اصطلاح اصلا در زبان کنونی مصطلح نیست. آیا به نظر تو اصطلاحها و ضرب المثلهای زبان فارسی باید توی دوبله مورد استفاده قرار بگیرن یا نه؟

اگه معادل اون ضرب المثل و اصطلاح انگلیسی باشن خیلی هم خوبه، ولی نه اینکه مثل اسمارفها، "پاتریک هریس" بیاد شعر حافظ و سعدی بخونه!

آره، اگه معادلش باشه خیلی هم قشنگه. مثلا توی یکی از کارها این ضرب المثل مغولی وجود داشت: "رسم دخالت در امور برادرها در مغولستان باب میشه". من به جاش نوشتم: "برادری به جا، بزغاله یکی هفت سنار". این معادل فارسیشه.

من خودم تو هر کاری که ترجمه کنم تا جایی که بشه و معادل اون اصطلاح انگلیسی باشه از ضرب المثلها و اصطلاحات فارسی استفاده میکنم.

این میشه جلوگیری از نفوذ فرهنگ.

ولی یه چیزایی هست که بی جهت عوض میشن و یه دیالوگ بیربط به وجود میارن. کاراکتر اصلی یه چیزی میگه و طرف میاد توی دوبله یه چیز دیگه میگه که هیچ دلیل منطقی ای نمیتونه برای عوض کردن اون دیالوگ وجود داشته باشه. حتی مزه پرونی هم نمیتونه باشه!

اونها سعی میکنن که مخاطب رو بخندونن و سعی میکنن به رسالتی که از بالا بهشون دستور داده شده عمل بکنن و بگن که ما داریم در جهت ترویج زبان فارسی کار میکنیم. من با مواردی به این شکل مخالفم.

پس شما میگی این کار فقط در مورد ضرب المثلها و اصطلاحات، مجازه؟

نه مثلا اگه شما توی فیلم بگی وزن بنده 7 پونده، این برای ما معنی نداره. واحدها باید تبدیل بشن. ضرب المثلها باید تبدیل بشن.

اتفاقا من این انتقاد رو از یکی از مدیران دوبلاژ کردم و گفتم مثلا وقتی تو دوبله شما گفته میشه این ۱۰ فوته، مخاطب ایرانی یه ساعت باید بزنه تو ماشین حساب ببینه ۱۰ فوت چند متر میشه تا بتونه اون مطلب رو درک کنه! در ترجمه قطعا باید واحدهای اندازه گیری رو به واحدهای مرسوم در زبان فارسی تغییر داد.

درسته، در مورد شعر حافظ و سعدی، حالا باز اگه اون شعر مثلا معادل شعری از شکسپیر باشه اشکالی نداره. اون دیگه به سواد مدیر دوبلاژ و مترجم بستگی داره که بتونن معادل فارسیشو بذارن.

گذشته از شعر و ضرب المثل و واحدهای اندازه گیری، یه چیزی که تو خیلی از ترجمه ها و دوبله ها میبینیم اینه که عین عبارت انگلیسی رو ترجمه میکنن و در دوبله ازش استفاده میکنن در حالی که ما اون عبارت رو در زبان فارسی نداریم. به طور مثال الان تقریبا در تمام فیلمهای دوبله شده مون میبینیم که از عبارت "وای خدای من" که ترجمه تحت اللفظی "oh my God" هستش استفاده میکنن! در حالی که در زبان فارسی اگه ما بخوایم اظهار ناراحتی یا تعجب کنیم هیچوقت نمیگیم "وای خدای من"! این در حالیه که کلمه "خدایا" هم از لحاظ تعداد هجا با oh my God برابره و هم چیزیه که ما تو فارسی ازش استفاده میکنیم.

آره اون دیگه به سلیقه و سواد مترجم بستگی داره. مثلا کلمه fuck رو همیشه "لعنتی" ترجمه میکنن در صورتی که این کلمه، یک بخشه و کلمه سه بخشی "لعنتی" باهاش جور درنمیاد. در حالی که خیلی راحت میتونیم به جای "لعنتی" از کلمه "وای" استفاده کنیم که کاملا هم از نظر سینک لب جور درمیاد.

تازه بعضیا برای اینکه کوتاهش کنن میگن "لعنت"!!!!!

آره. یا مثلا ایده خوبیه که از شاملو استفاده کنیم ولی هر چیزی باید در جای مناسب خودش مورد استفاده قرار بگیره. من اصلا نمیفهمم که وقتی پاندا روی نوک پنجه اش راه میرفت، استفاده از اصطلاح "پوزه روباهی" چه معنی ای میده!!!! این چیز مصطلحی نیست. "پوزه روباهی" اصطلاحی بود که تو کتاب شاملو وجود داشت.

در "شکارچیان اژدها" هم اومدین از اشعار و اسامی فارسی استفاده کردین. حالا من کاری به اسمایی مثل بابک و رستم (!) ندارم ولی واقعا سینک کردن اشعار فارسی با دیالوگهای اونا کار خیلی سختیه. چجوری اینکارو کردین؟!

شکارچیان اژدها اصلا ماجرای عجیبی داره. یکی از چیزای جالب تو اون فیلم استفاده همزمان از اسامی جهانگیر و جهانبخش و سوفی بود! اون دوتا اسم رو ایرانی کرده بودن ولی اسم دختره همون بود! که بعدا ما به "سودی" تغییرش دادیم. یه چیز جالب دیگه اینکه وقتی توی فیلم، داستان رستم رو تعریف میکرد گفت "نریمان" و "بردیا" برادران رستم هستن!!! در حالی که اصلا رستم برادر نداشته! در واقع بردیا و نریمان اسامی برادران مدیر دوبلاژ بودن که میخواست با اینکار از زحماتشون قدردانی کنه!!! من همون موقع با این کار مخالفت کردم. اینا دیگه واقعا جوکه و تخریب فرهنگیه.

حالا بریم سراغ اسم کله کدو.

یه نفر نقدی کرده بود که کله کدو معادل megamind نیست! خب mega یعنی 10 به توان 6. mind هم یعنی ذهن. حالا ما باید ترجمه میکردیم ذهن 10 به توان 6؟ یا ذهن برتر؟ اصلا این ترکیب از لحاظ دستوری درست نیست.

تو خود فیلم، اون کاراکتر رو مگامایند صداش میکردن؟

بله. من دیدم کله اش شبیه کدوئه گذاشتم کله کدو. اگه بخوایم معادل درست بذاریم ممکنه "عقل کل" و "ذهن برتر" درست باشن.

حالا اگه تو خود فیلم با اسم مگامایند صداش نمیکردن میشد اسمشو گذاشت ذهن برتر یا عقل کل.

آره، ولی عقل کل هم در واقع از اسامی و صفات حضرت رسوله و نمیشه روی یه شخصیت مشنگ گذاشتش. باید چارچوبهای مذهبی رو هم در نظر گرفت. وقتی دارن تو فیلم با این اسم صداش میکنن، اصلا معادل مناسبی نمیتونه باشه.

چرا بعضی از عناوین فیلمها بدون دلیل عوض میشن؟ مسئول اینکار کیه؟

مثال بزن.

مثل "گوبی کوچولو و ماجرای بزرگ کریسمس" که تبدیل شد به "گوبی کوچولو"!

کلماتی مثل "کریسمس" جزو محدودیتهای ارشاده!

طلسم زیبای خفته چطور؟ اسم این فیلم enchanted بود. چرا شد طلسم زیبای خفته؟!

اول ما اسمشو گذاشتیم "افسون شده". ولی ارشاد با افعالی مثل افسون شدن یا جادو کردن مخالفت میکنه، به همین خاطر تبدیل شد به "افسونگر". و افسونگر هم چون عنوانی بازار پسند نبود تبدیل شد به "جادوی زیبای خفته".

خیلی از این عوض شدنها به دلیل ممیزیهای ارشاده و خیلیاشم به دلیل اینه که سفارش دهنده سعی میکنه با انتخاب یه اسم بازاری، فروش کارش رو تضمین کنه. ذهنیتی که مخاطب از زیبای خفته قدیمی داره اون رو  ترغیب میکنه که بره این کار رو ببینه.

"چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم" چرا تبدیل شد به "مربی اژدها"؟ به هر حال این اسمی بود که سازندگانش براش در نظر گرفتن.

"چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم"، ته فیلمنامه رو باز میکنه و مخاطب میتونه حدس بزنه که آخر فیلم، اون اژدها تربیت میشه. به همین خاطر من "مربی اژدها" رو پیشنهاد دادم چون هم کوتاهتر بود و هم باعث نمیشه که انتهای فیلم رو بشه حدس زد.

پس خیلی از این موارد سلیقه مدیر دوبلاژه؟

بله، این مسائل قبل از انقلاب هم بوده. مثلا یه فیلم فرانسوی بود که ترجمه عنوانش میشد "ج مثل جنایت" ولی بعد بر اساس محتوای فیلم، عنوانش رو به "ترور" تغییر دادن. ترور، خیلی بازاری تر و مخاطب پسندتره چون مخاطبها اکثرا مخاطبهای عام هستن که با این ترفندها بیشتر میشه جذبشون کرد. یا مثل barnyard که معنیش میشه "حیاط پشت مزرعه" ولی به "رئیس مزرعه" تغییر پیدا کرد.

عده ای معتقدن که این خیانت در امانت محسوب میشه.

نه اصلا اینطور نیست.

من خودم با عناوینی مثل "رئیس مزرعه" مشکلی ندارم ولی می بینیم که اسم بعضی از فیلمها رو بی دلیل عوض میکنن، مواردی هست که نه ربطی به ارشاد داره و نه به مسائل دیگه و من با این کار مخالفم.

بعضیاش همونطور که گفتم مربوط به مساله بازار و جذب مخاطبه، بعضی عناوین به دلیل طولانی بودن، عوض میشن و بعضی موارد هم به خاطر سلیقه مدیر دوبلاژه.

یا به طور مثال در مورد کاری مثل پرنسس و قورباغه، مسلما ما در فارسی کلمه "پرنسس" نداریم و باید به جاش از "شاهزاده خانم" یا "شهدخت" استفاده کرد ولی به دلیل ممیزیهایی که در زمان شاه وجود داشت، اجازه ندادن از این دو کلمه استفاده بشه و مجبور شدن از همون "پرنسس" استفاده کنن. و از اون موقع تا حالا به غلط از این واژه استفاده میکنن و حالا هم که دوبله شده باز هم اسمشو میذارن "پرنسس و قورباغه"!

مسأله بازار یعنی اینکه فکر میکنن با عوض کردن اسم، اون فیلم بهتر فروش میره؟

بله.

در مورد گربه چکمه پوش فرانسوی که به غلط توی ایران به نام گربه چکمه پوش 1 جا افتاد چطور؟ اسم اون انیمیشن این بود: "داستان واقعی گربه چکمه پوش". ولی شما اسمشو گذاشتین "گربه چکمه پوش" که همین باعث شد گربه چکمه پوش سال 2011 به غلط با نام "گربه چکمه پوش 2" توی ایران توزیع بشه!

ما اون از روی نسخه روسی ترجمه کردیم. و معنی عنوان روسیش، فقط "گربه چکمه پوش" خالی بود.

و اتفاقا اون گربه چکمه پوش ۱ به همراه "شنل قرمزی ۲" دوتا از کارهای ضعیف شما در عرصه مدیریت دوبلاژ بودند.

اولا باید بگم گربه چکمه پوش 1 رو من مدیریت نکردم بلکه فرشاد بهبودی مدیریت کرد!

پس چرا اسم شما به عنوان مدیر دوبلاژش ثبت شد؟

دلیل ارشاد این بود که چون فرشاد بهبودی تا اون موقع فیلمی رو مدیریت نکرده بود و شناخته شده نبود، بنابراین اسم من رو به عنوان مدیر گذاشتن. دوبله ای که تو بازار منتشر شد یه دوبله یه روزه (صبح تا ظهر) بود. اون دوبله رو بدون اینکه به سینک و دیالوگها دقت کنیم فقط برای پروانه گرفتن سریع دوبله اش کردیم و با یه باند سازی عجله ای تحویل دادیم. بعدا فیلمو دوباره دوبله کردیم و با یه باند بهتر به عنوان نسخه اصلی تحویل دادیم ولی متاسفانه همون دوبله نسخه اول رو دادن بیرون!

پس اون نسخه اول در واقع نسخه شاهد بود؟

در اصل بله. دو سه روز بعدش دوباره دوبله اش کردیم.

با همون گوینده ها؟

آره. اون نسخه اول چهار ساعته دوبله شد که خیلی هم ضعیف بود. چون اصلا وقت نداشتیم. همین اتفاق در مورد "باب و بابت" هم افتاد یعنی این فیلم اول توسط انجمن دوبله شد، بعدش ما دوبله اش کردیم و تحویل دادیم ولی اشتباها دوبله انجمن رو تو بازار توزیع کردن!

و اما بریم سراغ شنل قرمزی ۲....

چرا میگی ضعیف بود؟

دوبله اش خیلی بی حس و حال بود. مثلا من عاشق گویندگی مجید حبیبی و آیسن نوروزی ام ولی تا حالا یه همچین گویندگی بی حالی از این دو گوینده خوب ندیدم. شما گرگ شنل قرمزی 1 رو با قسمت دومش مقایسه کن. البته من خودم قبلا که زبان اصلیشو دیدم از بی حالی گوینده های زبان اصلیش هم انتقاد کرده بودم. اون ضعف گوینده های زبان اصلی تأثیری در دوبله شما داشت؟

داستان قسمت اول خیلی جذابتر بود ولی قسمت دومش یه پروژه شکست خورده بود که فروش کمی هم در دنیا داشت. ضمن اینکه در دوبله ی ما، سینک دیالوگهای خانم باقری کاملا به هم خورده و ناسینک شده. ما هرجوری که فکرشو بکنی سعی کردیم به نمک این کار اضافه کنیم. مثلا "مجید حبیبی" ساعت 6 بعد از ظهر اومد و تا سه و نیم صبح روی کاراکتر گرگ کار کرد و خیلی روی این کاراکتر حساس بود چون میدونست قسمت اول رو علیمردانی خوب گفته. البته من به علیمردانی هم گفتم بیاد گرگه رو بگه ولی به دلایلی نیومد!

خلاصه که همگی کلی تلاش کردیم. مثلا من سعی کردم کاراکتر پرش پشتک رو که "ابراهیم شفیعی" در قسمت اول گفته بود، به همون ظرافت بگم ولی جور در نمیومد چون خود انیمیشن بسیار ضعیف بود. داستانش بسیار یه خطی و بی محتوا و نچسب بود و گوینده های اصلی هم خیلی تاثیر داشتن. به هر حال من نمیخوام از زیر بار مسئولیتم در مورد این دو انیمیشن شونه خالی کنم. بالاخره هر آدمی امکان داره تو کارنامه اش کارای ضعیف هم داشته باشه.

پس ضعیف بودن این دو کار رو قبول دارید؟

من شنل قرمزی رو قبول ندارم چون بیش از این پتانسیل نداشت و فکر هم نمیکم دوبله انجمن و یا دوبله "مریم رادپور" که از سینما پخش شد بهتر از دوبله ما بوده باشه.

ولی خیلی از مواقع دیدیم که انیمیشنهایی مثل رئیس مزرعه که اصلا آثار مطرحی تو دنیا نیستن با استفاده از هنر دوبله، تبدیل به انیمیشنهای جذاب و پرطرفداری تو ایران میشن. به نظرم یه دوبله سرحال میتونست حتی شنل قرمزی 2 رو هم برای مخاطب ایرانی جذاب کنه و خود من تنها دلیلی که باعث شد برم این انیمیشن ضعیف رو بخرم این بود که امیدوار بودم با یه دوبله خوب، قابل تحمل شده باشه.

به هرحال ما همه گوینده های خوب مثل ثانی خانی، نوروزی، امیری، آسمانی، باقری، حبیبی، جولایی و ... رو آوردیم و همه تلاشمون رو هم کردیم و بابت بعضی از کاراکترها چندین برداشت گرفتیم ولی خب نتیجه نداد.

 

بگذریم. شما به غیر از پاندا کدومیکی از گویندگیهاتون رو بیشتر دوست داشتید؟

توی انیمیشن "هیولاها علیه بیگانگان" به جای رئیس جمهور حرف زدم که به نظرم یکی از بهترین گویندگیهام بود و خودم خیلی دوستش داشتم. در حالی توی اون کار گویندگی کردم که چشمهامو تازه عمل کرده بودم و فقط تا چند سانیمتری خودم رو میتونستم ببینم و اصلا نمیتونستم صحنه ها رو ببینم و مجید حبیبی هروقت نوبتم میشد بهم میگفت و من فقط صداها رو میشنیدم و از روی صدا تشخیص میدادم! ولی با اینحال خودم خیلی راضی بودم. یه کار دیگه هم هست که جدیدا توش گویندگی کردم و خیلی به دلم نشست [توضیح من: به دلایل امنیتی فعلا از بردن اسم این کار معذورم].

قضیه هری پاتر چی بود؟ چرا انقدر طرفدارای هری پاتر از دوبله قسمت آخر ناراضی بودند؟

خب خیلی از نقدها از روی ناآگاهیه. ما تو هری پاتر آخری، همون گوینده های قبلی رو آوردیم، خانم غزنوی رو آوردیم، از بهترین گوینده های موجود استفاده کردیم. و حتی در هنگام دوبله اش دوتا از اعضای دمنتور رو آوردیم تو استودیو تا کار دقیقا طبق نظر اونا پیش بره و حتی از ترجمه اونا استفاده کردیم. و من نمیدونم مشکل اینا چی بود!

 نویسنده وبلاگ: در پایان صحبتهامون با آقای عزیزی، من بحث وبلاگهای دوبله ای رو مطرح کردم و پرسیدم که چرا معمولا دوبلورها نظر خوشی روی این وبلاگها ندارن و گفتم که شماها دارید کار رو برای مخاطبا دوبله میکنید و مخاطبی که هزینه میکنه و کار رو میخره حق داره نظر خودشو درباره اون دوبله بگه. حامد عزیزی با این قسمت از حرفهای من موافق بود ولی توضیح داد که کسانی که اصلا هیچ سررشته ای از فرایند دوبله و گویندگی ندارند، نمیتونن درک درستی از دوبله داشته باشن و اونها صلاحیت این رو ندارن که به طور تخصصی نقد کنن و گفت که فقط به نقدهای تخصصی افرادی که سررشته ای از دوبله دارند اهمیت میده.

و اما مهدی امینی که در پایان بحث به ما ملحق شد، موضع تندتری در این مورد داشت! مهدی گفت که اصلا شما نباید دوبله رو نقد کنید و این مقایسه هایی که انجام میگیره کار درستی نیست و معتقد بود که حتی خودش هم در جایگاهی نیست که بخواد درباره دوبله حرفی بزنه. و ادامه داد که صاحبان وبلاگها باید سعی کنن که یه سیر تکاملی رو طی کنن و مثلا با درج بیوگرافی گوینده های بزرگ شروع کنن، آثارشون رو ذکر کنن و همچنین با دیدن فیلمهای دوبله شده متعدد کم کم بتونن درک درستی از دوبله پیدا کنند و در یک کلام کلا نقد و مقایسه دوبله ها از سوی وبلاگ نویسان رو کار اشتباهی دونست و صد در صد مخالفت خودش رو اعلام کرد! که البته به دلیل کمبود وقت نتونستیم زیاد همدیگه رو قانع کنیم!

در حاشیه یکی از سوالات هم بحث انیمیشن "نمو" پیش اومد که حامد عزیزی گفت: "به عقیده من توی نمو فقط اشکان صادقی و آرزو آفری خوب بودن و بقیه اصلا کارشون خوب نبود".

پایان مصاحبه



مطالب گذشته

·

مدیر جدید ارسال در : ۱۳٩٤/۱٢/۱۳

·

دانلود فیلم اسباب بازی مربی اژدها 2 ارسال در : ۱۳٩٤/٧/۱٠

·

فقط ببینین سامسونگ برای گوشیش چه تبلیغی کرده ارسال در : ۱۳٩٤/٧/۱٠

·

پشت صحنه ی مربی اژدها 2 ارسال در : ۱۳٩٤/٧/۱٠

·

معنی اسم آسترید به دو زبان ارسال در : ۱۳٩٤/٧/۱٠

·

عکسی از نیش زنها ارسال در : ۱۳٩٤/٧/۱٠

·

خبر جدید ارسال در : ۱۳٩٤/٧/۱٠

پروفایل مدیر

"سلام " به جزیره برکـــ خوش اومدین ... اول از همه بگم من یه وبلاگ اصلی درباره همین انیمیشن دارم www.httyd.persianblog.ir حتما سربزنید و امیدوارم از این وبلاگ نهایت استفاده را برده باشید. قابلیت های این وبلاگ در ارتباط با این انیمشین : موزیک انلاین همراه دانلود فیلم انلاین همراه دانلود خرید اینترنتی بازی و این انیمشین و دارای بهترین کیفیت عکسها بازی آنلاین خبر های جدید و .... این وبلاگ درباره یکی از نامزد های جایزه اسکار است و برنده بهترین اینیشمن سال از جامعه منتقدان تورنتو با تشکـــــر مدیر وبلاگ : احمد بیات

آرشیو مطالب

لینک دوستان

بهتیرن های وب
بهترین های وب